عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

494

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

است رب العالمين همه براى مؤمنان و خورندگان آفريد كه خود نخورد ، ازينجا گفت عز جلاله « الصوم لى » . قال بعضهم - يعنى الصمدية لى لا آكل و لا اشرب - صمديت مراست كه نه خورم و نه آشامم ، و أنا اجزى به - روزه داران را خود پاداش دهم بى حساب ، كه ايشان موافقت ما طلب كرده‌اند از روى ناخوردن ، و دوستى ما خواسته‌اند ، كه اول مقامى در دوستى موافقت است ، اكنون ميدان كه چون موافقت تو مر فريشتگان را بآمين گفتن در آخر سورة الحمد حاصل شود ، گناه گذشته و آيندهء تو بيامرزند - چنانك در خبر است پس موافقت تو اللَّه را بناخوردن ، هر چند كه ناخوردن تو تكلّفى است و وقتى ، ناخوردن اللَّه صفتى است و ازلى ، ميدان كه از آن چه شرف و كرامت به تو باز گردد در دل و دين . و گفته‌اند - « الصّوم لى » - اضافت روزه با خود كرد تا دست خصمان از آن كوتاه كند ، فردا در قيامت چون خصمان گرد تو بر آيند ، و عبادتهاى تو به آن مظالم كه در گردن دارى بردارند ، رب العالمين آن روزهء تو در خزينهء فضل خود ميدارد ، و خصمان ترا مىگويد - اين آن منست ، شما را ور آن دستى نه - پس بعاقبت به تو باز دهد ، گويد - اين اضافت از بهر آن با خود كردم تا از بهر تو نگه دارم . حكمتى ديگر گفته‌اند روزهءدار را ، يعنى تا خداوندان نعمت حال درويشان و گرسنگى ايشان بدانند و با ايشان مواسات كنند ، از اينجا بود كه مصطفى را از اول يتيم كرد تا يتيمان را نيكو دارد ، پس غريب كرد تا غريبى خود ياد آورد ، و بر غريبان رحمت كند ، و بى مال كرد وى را تا درويشان را فراموش نكند . با تو در فقر و يتيمى ما چه كرديم از كرم * تو همان كن اى كريم از خلق خود با خلق ما مادرى كن مر يتيمان را بپرورشان بلطف * خواجگى كن سائلان را طمعشان گردان وفا روزهء عامّه مؤمنان به زبان شريعت شنيدى ، اكنون روزهء جوانمردان طريقت به زبان اهل حقيقت بشنو ، و ثمره و سرانجام آن بدان : - چنانك تو تن را به روزه دارى و از طعام و شراب بازدارى ، ايشان دل را به روزه درآرند ، و از جمله مخلوقات بازدارند . تو از بامداد تا شبانگاه روزه دارى ، ايشان از اول عمر تا آخر عمر روزه دارند ، ميدان روزهء تو يك روز است ، ميدان روزهء ايشان يك عمر . يكى پيش شبلى در آمد شبلى او را گفت -